دلنوشته

داستانی،انتقادی،مدیریت پروژه های ساختمانی

دلنوشته

داستانی،انتقادی،مدیریت پروژه های ساختمانی

دلنوشته

دفتر ما در مشهد دفتر شماست
پیگیری قراردادها و فعالیتهای ساختمانی شما در مشهد
با تجربه 30 ساله در مدیریت پروژه های ساختمانی تاسیساتی
09153118727

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پیوندها

نظام مهندسی، هدفی که گم شد!!



در دهه 60 هنوز معماران تجربی حاکم بلامنازع ساخت ساختمانهای مسکونی و تجاری و صنعتی بودند. بکمک کارگران افغانی پی ساختمانها کنده میشد و توسط همانها ، با مقداری آهک ، شفته درست میکردند و بعد از یک هفته کامیونهای آجر گری می آمدند و دیوارها توسط یک معمار و یکی دو تا بنا و چند کارگر، روی شفته، بالا میرفت و بعد هم شاخه های تیرآهن را ، هرچه که در بازار ارزانتر بود روی دیوار می انداختند و بین آنهم ضربی میزدند و سپس کار به کاهگل و گچ میرسید و ساختمان آماده استفاده بود. تاسیسات ساختمان حداکثر به لوله خرطومیهای برق و کانال کولر و لوله های بخاری محدود میشد و خلاص. در این بین کارفرمایان دل نداشتند که کار را به  مهندس بسپارند و اگر هم پای مهندسی به وسط میآمد ، با کارشکنی معماران تجربی ، از میدان بدر میرفت. وقتی صحبت از شناژ بتنی ساختمان میشد، معماران گله میکردند که چرا میلگردها را زیر خاک میکنید و حتی در کارهایی که مهندس ناظر داشت مانند مدرسه ها، بعد از تایید مهندس، شبانه میلگردهای بافته شده را برمیداشتند و محل شناژ را با بتن پر میکردند و باز میلگرد را در قسمت بعدی جهت نمایش و تایید مهندس کار میگذاشتند و اینگونه تمام تلاششان را ، برای جلوگیری از اسراف و هدررفتن پول ، بخرج میدادند. درآنزمان بتن یا با دست کارگر آماده میشد و یا حداکثر با میکسرهای کوچکی که در محل کارگاه وجود داشت، ساخته میشد و هنوز سروکله بچینگ و ماشینهای حمل بتن پیدا نشده بود، حداقل برای کارهای شخصی و کوچکتر. و چه سخت بود توجیه معمار به اینکه نسبت ماسه و نخودی و سیمان را رعایت کند و از آن بدتر نسبت آب به سیمان، که اکثرا شیلنگ را باز میکردند و به همان میزان که عادت کرده بودند برای شفته آب بریزند، برای بتن هم میریختند. و اعتراض مهندسان را ناشی از ناواردی آنها میپنداشتند. کار سختتر، توجیه صاحبکار و معمار برای اجرای بادبندها بود و اتصال صحیح دیوارها به ستونها توسط شاخک. بادبندها ابتدا میلگرد بود که بصورت ضربدری بین ستونها اجرا میشد و کم کم تبدیل به نبشی 6 و8 شد. در این موضوع هم بسیار دیده میشد که تحت فشار مهندس ، اجرا میشد و بعدا اگر مزاحمتی برای نصب در یا پنجره ایجاد میکرد، براحتی بادبند را میکندند و بیخیالش میشدند و یا بادبند را در همکف اجرا میکردند و مهندس و صاحبکار توافق مینمودند که پس از دریافت پایانکار سفتکاری برای سهولت رفت و آمد به پارکینگ و یا افزایش جای پارک، صاحبکار با مسئولیت خود آن را حذف نماید. مشکل اصلی این بود که معماران تجربی سالها با یک شیوه اجدادی عادت کرده بودند ساختمانها را بسازند و تغییر آن هم بمثابه کفر بود و سالها این جنگ ادامه داشت. قاعدتا ساختمانهایی که بروش سنتی ساخته میشد ، هیچ گونه مقاومتی در مقابل زلزله نداشت و ویرانیها و کشتار زلزله های طبس و قاین و قبل از آن را باعث میشد. همچنین در دهه 60 و قبل آن هرکسی خانه اش را با اجیرکردن یک معمار و چند کارگر ، شخصا میساخت و شرکتهای ساختمانی ، عمدتا نیرویشان صرف اجرای پروژه های دولتی میشد.


در ابتدای دهه 70 سازمان نظام مهندسی با هدف نظارت بر ساختمانهای شخصی ساز و اطمینان از رعایت حداقل اصول مهندسی در آنها ، تشکیل گردید و صدور پروانه ساختمان منوط به وجود مهندس ناظر شد.مهمترین اصل تشکیل آن به شرح زیر است:

سازمان نظام مهندسی برای مرتفع کردن موارد خواسته شده در قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان سال ۱۳۷۴ تأسیس شد تا اهداف کلی زیر را برآورده کند

1.     مهندس فنی و متخصص ساختمان در راس هرم سازندگی قرا گیرند و صاحبان مهارت‌های فنی در سطوح میانی و کارگران فنی بدنه هرم فنی ساخت و ساز ساختمان‌سازی در ایران را تشکیل دهند.

 

 البته این یعنی آغاز جنگی نابرابر. جنگ بین صاحبکار که با همه نداریهایش باید خانه اش را میساخت و سرخری بنام مهندس که قرار بود از جیب صاحبکار، رویای یک ساختمان ضدزلزله و علمی را عملی کند و همانطور که گفتیم در این جنگ، معماران و بناها هم طرف صاحبکار بودند.اشکال دیگر هم این بود که قرار بود فرهنگ ساختمانسازی با اینکار عوض شود و اصلا صاحب ساختمان اعتقادی به آن نداشت و نیازی به مهندس ، حس نمیکرد ، پس مجبور شدند مبلغی را که مهندس برای نظارت ساختمان باید میگرفت را کم کنند! تا برای جامعه قابل قبول شود لذا قرار شد مهندسان در پنج مرحله فقط سرکشی کنند که خاکبرداری و اجرای پی و اجرای اسکلت و سقف و پایان سفتکاری میشد و درنتیجه صاحبکاران و بناها بیشتر تلاش خود را صرف متقاعد کردن و یا بعبارتی گول زدن مهندس ناظر کنند که هر چند ماه قرار بود سری به ساختمان بزند و بسته به زور دو طرف ساختمانهایی ساخته میشد که دیگر نه سنتی بود و نه مهندسی، چیزی مابین این دو. از آنجاییکه ما ایرانیها عاشق عدالتیم! و آن سالها هنوز کوپن رواج داشت، برای مهندسین کوپن نظارت تعیین کردیم. مهندسی که کار دیگری نداشت و میتوانست همه وقتش را صرف اینگونه نظارت کند ، همانقدر ظرفیت کار مجاز داشت که رییس مسکن شهرسازی همان استان که عمده وقتش باید صرف هدایت مجموعه اش میشد. و تازه این دومی با نفوذی که داشت کارهای چربتری را صاحب میشد. واینهم مشکل بزرگتری شد که نگذاشت این هدف بدرستی اجرا شود . یواش یواش سهمیه مهندس ، اثر خودش را گذاشت و  پول نظارت تبدیل به حقی خدادادی گردید که مهندسان باید میگرفتند فارغ از اینکه چقدر در قبال آن کار میکنند. این شد که بنگاههایی ایجاد شد که به صدور پروانه های ساختمان دسترسی داشتند و سهمیه مهندسان و یا بعبارتی ، مهر و امضای آنان را با درصدی کمتر از مبلغ تعیین شده میخریدند  و کار مردم را راه می انداختند و سود سرشاری هم بدست میآوردند. و بود، مواردی که مهندس کار را هرگز نمیدید!!! وبودند، صاحبکارانی که شرطشان این بود که مهندس به کار سر نزند!!! و اینگونه مهمترین اصل نظام مهندسی که قرار گرفتن مهندس ساختمان در راس هرم سازندگی بود ، عملی نشد

نکته جالب اینه که اول انقلاب شعار نه شرقی و نه غربی داشتیم ولی یا شعار "نه شرقیش" برای حفظ قافیه بود و یا فعالیت دانشجوهای چپ خیلی اثر بخش بود، بگونه ایکه رفتار مملکت بیشتر مارکسیستی شد تا اسلامی و این موضوع را بجز موضوع نظام مهندسی، میشه در بقیه تصمیم گیریها دید. نمونه هایی از عدالت مارکسیستی -که سعی داره یک امکان را بین همه مردم توزیع کنه فارغ از اینکه آن فرد نیاز به آن داشته باشد یا نه- را میشه ذکر کرد

- ایجاد کوپن در ابتدای جنگ برای تامین مرغ و گوشت و روغن و قند و بنزین و سایر مایحتاج مردم که به لوازم خانگی و یخچال و تلویزیون و حتی سیگار!! هم توسعه پیدا کرد. جالب است روزی که هیئت دولت کوپن (کالابرگ) را تصویب کردند و قرار شد بر اساس هر نفر کالا توزیع کنند ، نه هر خانواده و همه خوشحال از اینکه مشکلات مردم کشور را به این آسانی حل نمودند، کسی فکر نکرد که همین تصمیم ساده، جمعیت کشور را دوبرابر میکند و سیل دهه شصتیها را ایجاد کرد که جلوی پای آنها اول کمبود دبستان و معلم پیش آمد و بعد کمبود مدرسه راهنمایی و دبیرستان و دبیر و بعد کمبود دانشگاه و الان سالهاست کمبود کار و چقدر مشکلات اجتماعی و تغییر فرهنگ کشور و هنوز ما مسائل اجتماعی را بهمین سادگی حل میکنیم بدون اندیشه به نتیج منفی آن!

- پرداخت 1000 دلار دولتی به هر گذرنامه در سال برای خروج از کشور در اوایل دهه 60، که بسیاری از مردم را متمایل کرد با اینکه قصد خارج رفتن را نداشتن ولی برای استفاده از این امتیاز فقط از مرز ترکیه عبور میکردند و چند ساعت یا یک شب در وان ترکیه میماندند و برمیگشتند

- مجوز ورود خودرو برای دانشجویان مقیم خارج در اوایل دهه 60 و منجر به رشد دلالانی شد که مجوز را به قیمت ناچیزی از دانشجویان مقیم خارج میخریدند و خودرو وارد میکردند

- ارزهایی که با موافقت اصولی برای ایجاد کارخانه میدادند به همین شکل سرمایه های فراوانی را از بین برد و مردم زیادی را متقاعد به سندسازی دروغ و ساخت یک سوله و واردات ماشین آلات با ارز تقریبا رایگان(70 ریال) و فروش آنها در بازار نمود

- وامهای کارگاههای زودبازده زمان آقای احمدی نژاد عمدتا صرف زمین بازی و افزایش قیمت سرسام آور آن شد

- توزیع سوبسیدها به تساوی بین همه مردم (یارانه) که باعث شد بسیاری از کشاورزان و افراد کم درآمد ، دیگر کار نکنند و به همین ماهیانه قانع شوند. در سال 89 حداقل حقوق مصوب 303 هزارتومان بود و خانواده های پرجمعیت بیش از 7 نفر ، با یارانه نفری چهل هزار و پانصد تومانی، بدون هیچ گونه کاری، صاحب این حقوق میشدند.

بگذریم. در نیمه دهه 70 اتفاق دیگری افتاد، یواش یواش زمینهای اطراف شهرها که توسط زمین شهری و تعاونیها توزیع شده بود، ساخته شده بود و قیمت زمین بالا رفت و تقاضای مسکن رو به افزایش و در نتیجه لزوم آپارتمان نشینی و ساخت ساختمانهای 5 طبقه و بیشتر ، منجر به توقف ساخت خانه های ویلایی و حتی تخریب آنها و تبدیل به مجموعه های چند واحدی شد. اینجا باید رویه برخورد با موضوع عوض میشد. دیگر بحث ساخت سرپناه یک صاحبکار برای خودش و خانواده اش با سرمایه اندکی که داشت نبود. یک تجارت پرسود بود که واحدهایی برای مردم شهر میساختند و به آنها میفروختند و کاملا امکان هضم هزینه های مقاوم سازی ، هزینه های شرکتهای مشاور و نظارت مداوم مهندسین ناظر را داشت. در اینجا لازم بود اجازه ساخت صرفا به شرکتهای ساختمانی با لزوم رعایت استانداردهای مربوطه داده میشد و در پایان ساخت، گارانتی ساختمان هم سرنوشتش روشن میشد. ولی متاسفانه مسئولین نظام مهندسی  به همان سهمیه مهندسین اکتفا کردند و عملا کار به دست بسازبفروشهایی افتاد که همه قشر در آن دیده میشد بگونه ای که در دهه 80 اکثر دکترها بسازبفروش، هم بودند و در این بین پولدارهای میدان بار، طلافروشها، پارچه فروشان ، قصابها، بوتیک داران، معلمان، بنگاه داران وغیره دست به کار پرسود ساخت و ساز زدند و باز با تعامل با ناظران سهمیه ای ، ساختمانهایی ساختند که نه سنتی بود و نه مهندسی، چیزی در این مابین. و در کشوری که برای تولید بیسکویت کودک آنهمه کنترل و نظارت دارد، برای سرپناه آن کودک اینقدر بی برنامه و نامطمئن و غیراصولی عمل شد. موضوع به اینجا ختم نشد. نظام مهندسی دریافت که این سیستم درست کار نمیکند. ساختها نه مطابق پروانه با حفظ زیربنا و تعداد طبقه و تعداد واحد آن بود و نه بسیاری از اصول واضح مهندسی درآن رعایت میشد. بوی همدستی و خیانت مهندسین بمشام میرسید. مهندسی که سالیانه اینهمه پول میگیرد چگونه نفهمیده که سازنده ، دو طبقه بیشتر ساخته و یا اسکلت را بسیار ضعیفتر از نقشه بالابرده و یا پارکینگها حذف شده و غیره. مهندسی که قرار بود مسئولانه کنترل نماید که فرهنگ درست ساخت و ساز در کشور جاری شود اکنون هم شریک قافله بود و هم رفیق دزد. پس سیستم بزرگی در نظام مهندسی ایجاد شد که کارها را یکبار دیگر و ایندفعه با کارمندان خودش کنترل کند و باز مردم باید پولهای جدیدی برای کنترل پرداخت میکردند و این کارمندان جدید به کارها سرکشی میکردند و نقشه ها را مطابقت میدادند و محاسبات را کنترل مجدد. از آن طرف هم شهرداری گروههایی را ایجاد کرد که جداگانه به ساخت و سازها سرکشی کنند و جلو خلافهای بزرگ و ساخت طبقات خارج از پروانه و پیشرویهای غیر مجاز و تبدیل محل پارکینگها به مجموعه مسکونی و مغازه و غیره را بگیرد و هیچکس دربین این همه تلاش بیهوده ، به این فکر نیافتاد که سیستم از بن غلط است و راه را باید عوض کرد. بهرحال همه این ساختمانها با کمی تغییر و ارفاق و یا خدای نکرده با رشوه توانستند تاییدیه نظام مهندسی را بگیرند و هم علی رغم، کلی پیشروی و چند طبقه اضافه و کمبود پارکینگ و عدم رعایت سایر اصول ، با مقداری جریمه و زبانم لال کمی هم زیرمیزی ، پایانکار شهرداری را اخذ نمودند و مردم بینوا با خرید این آپارتمان ها،هم پول زمین وساخت را دادند هم پول ناظران را ، هم سود قابل توجه سازنده و البته همه پولهای زیرمیزی و رشوه را و صاحب آپارتمانی شدند که فاقد بسیاری از استانداردهای ساخت بود. و اینگونه شد که با زلزله کرمانشاه ، 70000 نفر بیخانمان شدند و بیش از 600 کشته و 10000 مجروح.

و اینگونه نظام مهندسی راهش را گم کرد که قانون نیاز به ناظر معماری و سازه وبرق و مکانیک برای ساختمانهایی که مالک ساختمان، سازنده آن بود را به تمامی ساختمانهای کشور بسط داد. اکنون ساختمانهای بزرگی که مشاوران ارزشمند دارند و پیمانکاران بسیار قوی آن را میسازند و دستگاه نظارت دائمی آنها را کنترل میکند و زیر نظر آزمایشگاههای بتن و جوش و غیره بکار مشغولند ، باز باید میلیاردها تومان سهمیه مهندسین ناظر و مجری و البته سازمان نظام مهندسی را پرداخت نمایند و این حق خدادادی مهندسان که اکنون ظاهراجنبه شرعی هم پیدا کرده را پرداخت کنند بدون اینکه واقعا کاری انجام شود در قبال این پول کلان! و این همه اندیشمند مسئول ککشان هم نمیگزد.!!

 شما اگر برج سی طبقه ای را بخواهید بسازید ، محاسبان و مشاوران و سازندگان محدودی ، توان اظهار نظر و انجام اینکار را دارند و برخی مواقع از یک مشاور و ناظر خارجی نیز استفاده میشود ، ولی علی رغم همه هزینه های درستی که در این زمینه انجام میدهید ، موقع اخذ پروانه مجبورید چند میلیارد به مهندسین ناظر و مجریان در واقع صوری که هیچ نقشی در پیش برد این پروژه نخواهند داشت، پرداخت نمایید و اینجاست که ما واقعا در ایران ثابت میکنیم که "قانون کور است" و آنهم زیر گوش مهمترین مهندسین کشور که اکنون صاحبان سازمان نظام مهندسی کشورند!!!! 

امیدواریم مسئولین ما از شنا در جهت رودخانه دست بردارند و از زلزله کرمانشاه پند گرفته و راه درستی مشابه پیشنهاد زیر را در پیش بگیرند:

1- نظام سهمیه ای سازمان نظام مهندسی برچیده شود

2- ساختمانهای بیش از دو طبقه مسکونی و همه ساختمانهای تجاری و صنعتی توسط شرکتهای ساختمانی مجاز ساخته شوند

3- شرکتهای ساختمانی مجاز شرکتهایی باشند که گروه طراح و اجرایی آن، استاندردهای لازم را کسب کرده باشند

4- مالکان پروژه ها فقط با شرکت ساختمانی در ارتباط بوده و مسئولیت تامین و رعایت قوانین شهرداریها، اخذ پروانه،تامین مقررات نظام مهندسی وترافیک و آتش نشانی و غیره و تعامل با نهادهای مزبور با شرکت سازنده باشد

5- شرکت سازنده در پایان، ساختمان را از نظر رعایت اصول و تامین خواسته های اولیه کارفرما و عمر ساختمان گارانتی نماید

6- مبنای فروش ساختمان و یا واحدهای آن ، گارانتی شرکت سازنده باشد که عملا در خود تاییدات همه نهادهای ذیربط را دارد

سعدی نام  دی 96

www.blog.sadinam.com  وبلاگ

SADINAM.COM   آدرس سایت

YOUROFICE @    تلگرام

INFO@SADINAM.COM        ایمیل

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

Add URL