دلنوشته

داستانی،انتقادی،مدیریت پروژه های ساختمانی

دلنوشته

داستانی،انتقادی،مدیریت پروژه های ساختمانی

دلنوشته

دفتر ما در مشهد دفتر شماست
پیگیری قراردادها و فعالیتهای ساختمانی شما در مشهد
با تجربه 30 ساله در مدیریت پروژه های ساختمانی تاسیساتی
09153118727

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پیوندها

۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

گذر از بن بست کشور 5

گذر از بن بست کشور 5

وضعیت موجود اجتماعی مذهبی

نتایج مشابه عملکرد سیاسی اقتصادی دو جناح حاکم در کشور، دلسردی قابل توجهی در مردم ایجاد نموده است. جامعه 8 سال صبر میکند به این امید که جناح دیگر با وعده های زیبایی که میدهد از صندوق انتخابات سر درآورد و نتایج اجتماعی اقتصادی جامعه تغییر نمیکند و بدتر هم میشود و بیشتر وعده های انتخاباتی هم در کوران حوادث گم میشود.در زمان آقای احمدی نژاد با افتخار ارزش پول ملی را به کمتر از یک سوم کاهش دادند که اقتصاد شکوفا میشود و صادرات زیاد میشود و بیشتر کشورهای موفق اینگونه رشد کردند. ولی همزمان با افزایش قیمت دلار هر مغازه داری به همان نسبت قیمت اجناس خود را بالا میبرد، اجناسی که اصلا به دلار و واردات ارتباطی ندارد و اینگونه همه چیز گرانتر شد و خواسته اقتصاددانان و دولت که کالاها ارزانتر در کشور تولید میشود و امکان صادرات آن بیشتر است، تامین نشد و فقط روحیه مردم خرابتر شد و فقیرتر شدند. در زمان آقای روحانی هم ارزش پول ملی تاکنون به حدود یک پنجم تنزل پیداکرده و جالبه که بیشترین تورم( البته آنچه بانک مرکزی اعلام کرده) در میوه حادث شده که هیچگونه ارزبری ندارد(98 درصد).

 و اینکه یک ملت ببیند ارزش پول توی جیبش در کشور خودش و در دنیا یک پنجم شده، همان اثری است که اگر صبح از خواب بلند شوند و ببینند چهار پنجم ثروتشان را دزد برده است. اصلا جالب نیست که در یکسال اخیر همه عوامل تنش زا با هم اتفاق افتاده اند. زلزله های مکرر کرمانشاه و کرمان وکشته و زخمی شدن صدها نفر و بیش از هفتاد هزار بیخانمان،

 آلودگی غیرقابل تحمل هوای خوزستان و پدیده ریزگردها که هزاران نفر را راهی بیمارستان کرده و آرامش را از این جمعیت سلب نموده است و هیچ راه حلی برای آن متصور نیست، بی آبی و خشکسالی شدیدی که بر کشور حاکم شده و کار را به بستن آب یزد توسط روستائیان اصفهان کشاند و مردم را رو در روی هم قرار داد و در بلوچستان هلال احمر آب نذری پخش میکند، درگیریهای دو جناح حاکم و اعتراضات معیشتی که جناح مخالف براه  انداخت و کنترل از دستش خارج شد و به اعتراضات ضد نظام در پاره ای از شهرها منجر گردید و چقدر مایه خوشحالی دشمنان خارجی بود و به کشته شدن و دستگیری عده زیادی انجامید. خروج آمریکا از برجام که مایه مباهات دولت همین قرارداد برجام بود، کاهش وحشتناک ارزش پول ملی که آخرین امیدهای مردم را ازبین برد، خاموشی های مکرر در کشور با توجه به اتکا به برق آبی و خشکسالی و متوقف شدن صادرات برق و در نهایت روشدن اختلاسها و سوء استفاده از رانتها با رقمهای سرسام آور 26 هزار میلیاردتومانی.

 دولتی که شعارش تورم تکرقمی بود موجب افزایش سیصد درصدی قیمتها شد.

 واقعا مگر یک ملت چقدر روحیه و انگیزه دارد که اینهمه بلا بر سرش ببارد؟ عده معدودی در کشور امکان مهاجرت دارند و همینها سرمایه هایشان را به دلار و طلا تبدیل میکنند و راهی ترکیه و گرجستان و ارمنستان و کشورهای اروپایی و کانادا و استرالیا و هر آنجایی که امکانش باشد شده اند و بخش قابل توجهی از کاهش ارزش پول هم مربوط به همین خروج سرمایه هاست ولی مگر یک ملت میشود که کوچ کنند و زادگاهشان را ترک کنند؟ مردم این کشور باید در بد و خوب میهنشان بمانند و با امید به روزهای بهتر زندگی کنند. همزمان با این وضع اجتماعی ، عده ای ذوق زده شده اند که اینجا کشور امام زمان است و در آن نباید گناه صورت بگیرد و چه بگیر و ببندها و گشت ارشاد و سپردن کنترل میزان دین مردم به نیروی انتظامی که اصلا فرشته و بیگناه نیست،

 هر کس حجابش دلخواه آن مامور نباشد راهی کلانتری شود و باز با اتکا با اینکه بابای مردم شده اند، حمله به خانه ها و باغها برای کشف احتمالی دورهمی دختر و پسر و رقص و مشروبات الکلی و جلوگیری از انجام گناه. عده ای هم تمام تلاششان برخ کشیدن روزهای عزاداری و زدن پرچمهای سیاه در هر کوی و برزن و یستن سینماها و تئاترها و مراکز خوشحالی در این روزها و قطع برنامه های یک کم جذابتر تلویزیون در روزهای عزاست.

و فکر نکنید چهارده معصوم داریم، چهارده روز در سال چیزی نیست، دو ماه محرم صفر با سه دهه فاطمیه میشود سه ماه با ماه رمضان و روایتهای مختلف از رحلت امامان، چهار و نیم ماه از سال یا به عبارتی حداقل از هر سه روز، یک روز آن عزاداری است که به زعم آقایان همه را مردم باید به سوز و گداز بپردازند و از هر گونه شادی و خوشحالی بپرهیزند و اینگونه مذهبمان رونق میگیرد!! اگر واقعا یکی از امامان امروز حضور داشت اجازه میداد هر روز کشور را نیمه تعطیل یا تعطیل کنند که سالگرد امامی در آن روز است؟ حجاب دختران هم شده خط قرمز نظام و شیشه عمر حکومت و هرکس آن را به عمد رعایت نکند دوسال زندان! حکم ده سال زندانی آن خبرنگار جوانی که در پیج خودش شوخیی کرده بود که دامن امام هشتم را میگرفت، واقعا خجالت آور و غیر قابل دفاع است و مردم دیگر هیچ حریمی که حرمت آن نگه داشته شود ندارند و حکومت همه جا سرک میکشد و خوشحالند که دارد اسلام ناب محمدی اجرا میشود. و با همین رفتارها مردم را از دین فراری کردند و روزی که جمهوری اسلامی برپا شد بیست درصد هم بی حجاب نداشتیم و خبری از رواج روابط دختر و پسر و دوست دختر و دوست پسر نبود و این همه دور همی و پارتی و استخر پارتی و مشروبخواری رایج نبود و قسمت عمده اینها بخاطر دفاع غلط از دین و اعمال فشارهای بیهوده حکومت است.

گذر از بحران اجتماعی مذهبی

در درجه اول دولت باید کلیه فعالیتهای اقتصادی خود را به بخش خصوصی منتقل کند تا بسیاری از مشکلات اجتماعی و پارتی بازیها و رانتها کاهش یابد (توصیه های گذر از بن بست کشور5) و مردم را با ضربات جدیدی مواجه نکند. حکومت در انتخاب کاندیداهای ریاست جمهوری باید دقت بیشتری انجام دهد و سه یا چهار نفری کاندید شوند که سوابق مدیریتی خوبی داشته و اطمینان از عملکرد صحیح آنها و پیشبرد مملکت قطعی است و انتخاب وزرا و سایر کارگزاران کشور هم باید در درجه اول بر مبنای توانایی و تخصص صورت گیرد و مسایل جناحی و مذهبی در درجه بعدی باشد. در بعد مسائل مذهبی هم تجدید نظر جدی لازم است، وصل کردن حجاب یک دختر در شهرستانی دور افتاده یا تهران به اساس حکومت، غلط است و درست نیست که از 18 روز تعطیلات رسمی، 11 روز آن عزاداری است و اعتقاد مذهبی یک مسئله شخصی است و دخالت حکومتها در آن همان نتایج کلیساهای قرن 16 را بدنبال خواهد داشت و توصیه میشود به هیچ وجه دولت اجازه دخالت عوامل رسمی و غیر رسمی خود را در زندگی شخصی مردم ندهد.

 

سعدی نام  شهریور 97

www.blog.sadinam.com  وبلاگ

WWW.SADINAM.COM آدرس سایت

YOUROFICE @    تلگرام

INFO@SADINAM.COM        ایمیل


  • محمد تقی سعدی نام

گذر از بن بست کشور 4

گذر از بن بست کشور 4

گذر از وضعیت اقتصادی- صنعتی

در گذر از بن بست 2 تصویری از وضع اقتصادی-صنعتی ارائه شد حال ببینیم چگونه باید تغییر کرد. بزرگترین مشکل کشور دولت زدگی است که همه کارها یا توسط دولت انجام میشود و یا بخشی از کلاف آن در دست دولت است. صنایع، بانکها، خدمات، تهیه و توزیع، سیستم قضایی، مدارس و سرمایه گذاریها. باید از این وضعیت خلاص شویم. همانطور که گفته شد کارخانجات و صنایع زیادی که یا کم بازده اند و یا ضررده، سالها بلحاظ مسائل سیاسی توسط دولت یدک کشیده میشود، شکی نیست که ارزش آنها هزاران میلیارد است ولی اگر حساب کنیم از هزینه ای که دولت ظرف 5 تا 10 سال برای آن صرف میکند، کم ارزشتر است. واگذاری آن به بخش خصوصی هم مشکلات زیادی دارد، اول اینکه حتی اگر سرمایه گذاری اینقدر پول داشته باشد میترسد که خود را انگشت نما کند دوم اینکه این مجموعه ها، کارگران اضافی زیادی دارند که بیکار کردن آنها بدون مشکل نیست. ولی باید این طوق بندگی یکبار از گردن دولت آزاد شود. ایران خودرو را مثال میزنیم،

 یکی از لایق ترین سرمایه گذاران بخش خودرو را باید انتخاب کرد و این صنعت را به وی واگذار نمود با این شرط که ظرف 5 سال در کنار روند جاری ، چند خودرو ملی تولید کند و دستش در کم و زیاد کردن نیروی انسانی و تجهیزات و امکانات باز باشد و پس از 5 سال و اطمینان طرفین از موفقیت، ارزش مجموعه یا بصورت سهام دولت محسوب گردد و یا ظرف مدتی بصورت اقساط سالیانه به دولت برگردد. اجرای خصوصی سازی نیاز به مدیران بزرگ اندیشی دارد که منافع کشور را در نظر بگیرند و خود را در کوته نگری اینکه چه کسی دارد با این کار ثروتمندتر میشود درگیر ننمایند. اینگونه ظرف 6 ماه تمام صنایع کشور حتی نفت را میتوان به بخش خصوصی واگذار کرد و دولت به نظارت ،اگر بتواند، بسنده کند.

 همین اتفاق در زمینه توزیع آب و برق و گاز و تولید آنها و مخابرات، بیمه، تامین اجتماعی،بانکها و بسیاری از فعالیتهایی که دولت رسما متولی آنها شده ، باید بیافتد. در این میان صدها هزار نفرکارمند دولت بیکار میشوند که بخشی از آنها جذب شرکتهای خصوصی خواهند شد و برای بقیه باید تدبیری اندیشید به این شکل که پس از تسویه حساب با آنها، 6 ماه تا یکسال حقوق جاری افراد همچنان به آنان پرداخت شود و اینگونه ضربه جدی به این افراد وارد نمیشود و مدتی فرصت خواهند داشت دنبال کار مناسب بگردند و از نظر دولت هم ضرر محسوب نمیشود چون این افراد مازاد بوده اند و سالها حقوق دادن به آنها ضرر محسوب میشده است. همزمان ارزش دادن به سرمایه گذاران و کارآفرینان و تضمین حقوقی آنها در جامعه الزامی است و نباید نگران بود که دولت مدافع سرمایه داران نامیده شود که دفاع از اینان دفاع از کارگران و آحاد جامعه است. از طرفی نباید دوباره اجازه داد که دولت به یک متولی بزرگ تبدیل شود. برای پیشبرد برنامه های عمرانی، همانند سایر کشورها ، به شرکتها وامهای لازم برای انجام آن کار عمرانی اعم از تولید برق و توسعه مناطق نفتی وایجاد کارخانجات خاص یا نظامی و توسعه دانشگاهها و مدارس و توسعه گردشگری وغیره داده شود که قاعدتا پس از ده تا 20 سال مجددا، این وامها به دولت پس داده میشود و محدوده ای برای دولت تعیین شود که مستقیما تملک آنها را داشته باشد که عمدتا خدمات مورد نیازی است که مستقلا پول از آنها حاصل نمیشود مانند توسعه راهها. بسیاری از الزاماتی که برای دولتهای 50 سال پیش وجود داشته که کار را خود راسا انجام دهند با توجه به تغییر فرهنگ، مرتفع شده، در 50 سال پیش مردم را تقریبا بازور متقاعد میکردند که فرزندانشان را به مدرسه بفرستند و قاعدتا آن خانواده، آمادگی روحی پرداخت هزینه سنگین تحصیلی را هم نداشت ، حال اینکه امروز مردم بیش از هر کسی به آموزش فرزندشان علاقه مندند لذا عمده مدارس مناطق شهری را میتوان از دوش دولت برداشت و به بخش خصوصی واگذار کرد و یا در مورد بیمه تامین اجتماعی همینطور، قبلا نه کارگر و نه کارفرما به بیمه اعتقاد نداشت و آنرا نوعی مالیات میدانست ولی امروز متفاوت است.

 حتی توصیه میشود که اخذ مالیاتها هم به کارگزارانی از بخش خصوصی واگذار شود همانند آنچه در مورد بیمه ها جاری است و بسیاری از سطوح دادرسی قابل واگذاری به کارگزاران است برای جلوگیری از تلنبار شدن کارهای دادرسی و افزایش گلایه مردمی.

 هرچه بتوان بدنه دولت را کوچکتر کرد ، اطمینان از تلف نشدن سرمایه های کشور ، کاهش فساد، کاهش رانت و افزایش بهره وری وجود دارد. سامان دادن تامین نیازهای کشور در بخش خصوصی کمک و حمایت دولت را میطلبد تا در آینده از ایجاد انحصار و تحت فشار گرفتن مردم جلوگیری شود. تعیین حداقل سه تامین کننده برای هرکدام از نیازها و نظارت بر آنها از جمله این اقدامات است مثل سه سلطان برای گوشت، مرغ، محصولات کشاورزی، ابزارآلات ، آهن و غیره.

 اگر این سلطانهای تامین، احساس مالکیت بر محدوده خود داشته باشند، تبدیل به ابزاری قوی جهت توسعه آن بخش چه از نظر تولید و صادرات و چه از نظر سرمایه گذاری و بهبود آن خواهند شد. اینگونه دولت ضمن نظارت کلی بر اقتصاد، فرصت بیشتری برای رسیدگی به وظایف اصلی خود که سیاست خارجی، توسعه نظامی، انجام سیاستگذاری کلان کشور می باشد، خواهد داشت و در زمانهای بین دو دولت و یا مواقعی که دولت درگیریهای خاص دارد، چرخ اقتصاد برای نیازهای مردم و کشوربدون دغدغه میچرخد.

سعدی نام  شهریور 97

www.blog.sadinam.com  وبلاگ

WWW.SADINAM.COM آدرس سایت

YOUROFICE @    تلگرام

INFO@SADINAM.COM        ایمیل


  • محمد تقی سعدی نام

گذر از بن بست کشور 3

گذر از بن بست کشور 3

گذر از وضعیت سیاسی

کشور ما 250 سال است که بخاطر ترس از قدرت نهفته مان ضعیف نگه داشته شده است. دویست سال انگلیس هراس داشت که باز نادر در ایران پیدا شود و هندوستان را بگیرد و لذا تمام سیاست خود و قدرت نظامی روسیه را بکار گرفت تا ما کوچکتر و ضعیفتر و بهم ریخته تر شویم و نتوانیم مشکلی برای مستعمره انگلیس ایجاد کنیم و 50 سال است که باید ما و بقیه کشورهای خاورمیانه را تضعیف میکردند تا اسرائیل پا بگیرد و باقی بماند . در این دویست و پنجاه سال ما چوب حضور قدرتهای خارجی را در شرق و غرب کشورمان را خورده ایم و غرب ، سیاستهای نانوشته اش را فراموش نمیکند. 500 سال است که کمر به نابودی عثمانی بسته اند و هنوز تضعیف ترکیه بدون خطر فعلی در سیاستهایشان نهفته است و هر گاه توانسته اند ضربه دیگری برآن زده اند. بنابراین نمیتوان تصور کرد که ما با غرب آشتی میکنیم و همه چیز تمام میشود. کشور 2500 ساله ایران بارها برای روم خطرساز بوده و جنگهای صد ساله داشته، با پیروزیها و شکستهای فراوان و از شرق تا هند و از غرب تا مصر و بلغارستان را در کنترل خود گرفته است. پس یا باید قوی باشد و از منافعش دفاع کند و یا آنقدر دسیسه میچینند تا از این هم ضعیفتر شود. همانگونه که در زمان قاجار، هرگز انگلیس مبارزه با ما را فراموش نکرد، اسرائیل و غرب هم ما را از یاد نمیبرد. وقتی آمریکا کل عراق را تصرف کرد که بزرگترین آلترناتیو دشمنی با اسرائیل بود، اسرائیل نفر به نفر، دانشمندان عراقی را ترور کرد تا مطمئن شود هرگز این هسته رشد نمیکند و در زمان حمله عراق به ایران که همراستا با اهداف غرب بود، حمله به تاسیسات هسته ای عراق را انجام داد

 و اکنون هر چند یکبار دانشمندان فلسطینی را در الجزایر و مالزی ترور میکند و این یعنی اینکه سیاست غرب تعطیل بردار نیست و دائما برای کنترل دشمنان بالقوه فکر و برنامه دارند. پس دوستی با غرب و همراستا شدن با آن و حتی برسمیت شناختن اسرائیل هم این برنامه های غربی را متوقف نمیکند. روزی که آمریکا افغانستان را گرفت یا عراق را، بسیار بودند ایرانیانی که فکر میکردند چه خوشبخت شدند مردم این کشورها و از این به بعد همچون یکی از ایالتهای آمریکا خواهند شد و در خوشی و رفاه غلت میزنند. و دیدیم که همان آمریکایی که برای مردم خودش شادی و زندگی آرام فراهم می آورد، نگذاشت یک روز خوش بر عراق و افغانستان بگذرد و با همان سیاست قدیمی انگلیسی، مردم را بجان هم انداخت تا نتوانند علیه آمریکائیان و منافعشان فعالیت کنند و مشکل مردم شد گروههایی مثل طالبان و داعش و درگیریهای قومی و قتل و انفجار و بمب گذاری و از توان مالی و فرهنگی کشورهایی چون عربستان هم برای این نسل کشیها استفاده کرد تا عراق و افغانستان حوزه نفوذ شیعه نشود و چه زیبا نقشه میکشند و ما باز دوباره گول میخوریم. همین عربها یکبار دیگر بتحریک انگلیس با عثمانی درگیر شدند به این امید که کشورهای مستقلی شوند و دهها سال انگلیس از اجرای این وعده طفره رفت. پس بلحاظ سیاسی راهی بجز قوی شدن و حفظ منافع کشورمان در منطقه را نداریم و مجبوریم برای آن بجنگیم ولی نه اینگونه که در این چهل سال عمل کردیم. در چهل سال گذشته ما بدون اینکه برنامه عملی داشته باشیم، دائما طبلهای جنگ را بصدا درآوردیم و بیشتر دشمنمان را هوشیار و جری کردیم . هیچ برنامه مدون و حساب شده ای نداشتیم ولی بدون علت خود را با همه از جمله همسایگانمان درگیر کردیم و این همان فرصتی بود که غرب نیاز داشت تا بتواند با قدرت همین همسایگان، ما را تضعیف کند. ما نه مرز مشترک با عربستان داریم و نه مشکل غیر قابل حل، البته در مذهب با هم اختلاف داشتیم و هم اینکه بنوعی هر کدام میخواهیم رهبر مسلمانان جلوه کنیم و بدترین کار این بود که با تبلیغات رادیو تلویزیونی ضد آل سعود تمامی نیروی آنها را برعلیه خود بکار گرفتیم،

 حمایت مالی از عراق و ایجاد شورای همکاری کشورهای خلیج فارس و پشتیبانی مالی از داعش نتیجه آن شد.

در این چهل سال هیچ کاری علیه بحرین انجام ندادیم ولی با دفاع علنی از نهضت آزادیبخش بحرین هم فقط دشمنی بحرین و همکاری آن با دشمنانمان را خریدیم. لذا باید در سیاستهای منطقه ای کشور تجدید نظر اساسی کنیم و ضمن مراودات سیاسی اقتصادی با این کشورها، نه تنها از حمایتهای آنان بهره بگیریم که مانع از پیوستن آنها به دشمنان غربی شویم. دشمنی لفظی با امارات و اردن و مصر هم نتایج مفیدی برای کشور ندارد.

 همین لفاظی ها ابتدا با آذربایجان شوروی هم شروع شد که خوشبختانه دارد در این مورد تجدید نظر میشود. کشور زمانی میتواند در هر موردی برای کشورهای اطراف شاخ و شانه بکشد که در صورت تمرد آنها آمادگی ضربه زدن نظامی و اقتصادی به آنها را داشته باشد ، ما در این چهل سال همت نداشتیم که یک موشک کوچولو به امارات یا بحرین با آنهمه مشکل سازیهایی که ایجاد کردند بزنیم، و چقدر میتوانست با جغرافیای کوچک این کشورها موثر باشد، پس روال را باید بر صلح و روابط متقابل بگذاریم. در ارتباط با اروپا و آمریکا هم باید ضمن حفظ روابط تلاش کنیم که منافعمان حفظ شود و از زیاده روی و فراموش کردن جایگاه کشور پرهیز کنیم درست است که امروز آنها شیشه عمر ما را در دست گرفتند ولی فراموش نکنیم که با ترور مرده های سیاسی چقدر روابطمان با اروپا را بخطر انداختیم و یا برای توهین به پیامبر در یک روزنامه اروپایی، کل روابط با اروپا را بر هم زدیم 

و دست آخر نه آنها تنبیه شدند و نه ما نتیجه ای گرفتیم. نتیجه اینکه استراتژی سیاسی کشور باید بگونه ای تدوین شود که اشتباهات فوق تکرار نشود و ما را به لجبازی کودکانه با دنیا نکشاند. ولی اصل پایداری استراتژی سیاسی کشور قویتر شدن و حضور و نفوذ هر چه بیشتر در منطقه است و اصل اساسیتر آن تقویت اقتصاد کشور برای تحمل هزینه هایی که حضور منطقه ای و حکومت نیاز دارد. استراتژی سیاست داخلی کشور هم باید بازنویسی شود و تجدید نظر اساسی شود. سیاست خارجی قوی در منطقه نیاز به دموکراسی در کشور و آزادی و شادی مردم کشور دارد، چیزی که تاکنون کمترین توجه به آن شده است، پشتیبان و قدرت هر حکومت، حمایت مردم آن است و کافی نیست که فقط خواست اکثریت مومن کشور مدنظر قرار گیرد و نیازمند افزودن طیفهای وسیعتری از جامعه است و برای همه مردم باید فرصت پیشرفت و زندگی و اظهار نظر قائل باشیم. یکی از ضربات جدی چهل سال اخیر مربوط به بکارگماردن مدیران صرفا مومن و خودی در کشور بوده و نابودی اقتصاد و صنعت کشور و ایجاد تغییرات جدی در جامعه ناشی از آن است و لزوم بکارگیری افراد کاردان اولویت دارد . سیاست فرستادن اجباری مردم به بهشت هم ضربات جدی به اعتقاد جوانان به مذهب و وطنپرستی زده و لزوم تجدید نظر در آن و عدم دخالت دولت در مسائل اجتماعی و زوایای خصوصی مردم وجود دارد. و توسعه گشتهای ارشاد و حاکم کردن نیروی انتظامی بر زندگی خصوصی مردم اشتباهی است که نه مذهب اجازه میدهد و نه سیاست ایجاب می کرده است.

 موج عشق به مهاجرت به کشورهای دیگر نتیجه سیاستهای غلط قبلی است.

مورد بعدی هم پرهیز از پررنگ کردن عزاداریهای مذهبی و ایجاد موانع در شادیهای ملی مردم است که باید در استراتژی داخلی کنجانده شود.


سعدی نام  شهریور 97

www.blog.sadinam.com  وبلاگ

WWW.SADINAM.COM آدرس سایت

YOUROFICE @    تلگرام

INFO@SADINAM.COM        ایمیل


  • محمد تقی سعدی نام

گذر از بن بست کشور 2

گذر از بن بست کشور 2

وضع موجود

- وضعیت اقتصادی

کشور در 40 ساله اخیر با توجه به مشکلات و مسائلی که هر روز دامن کشور را گرفته مانند جنگ و محاصره اقتصادی و ترس از حمله آمریکا و درگیریهای داخلی ، به اقتصاد نگاه درستی نداشته است . از طرف دیگر حکومت هیچ وقت از سرمایه داران بزرگ و کارخانه داران و کسانیکه حقوق بگیر زیادی  داشته باشند، خوشش نمی آید و کلمات بازمانده از فرهنگ کمونیستی مانند سرمایه دار، زالوهای اجتماع، مرفهین بی درد، استثمار کنندگان کارگر و کشاورز، تفاله های امپریالیست هنوز رایج است و همچنین احساس حکومت اینست که طبقه قوی ثروتمند دین و ایمان حسابی ندارد و هم اینکه احتمالا دل خوشی هم از حکومت مذهبی نداشته باشند و اینگونه در این 40 ساله هر وقت فردی بلحاظ اقتصادی بزرگ شده ، یا سر از دادگاه و زندان درآورده مانند محسن پهلوان (پدیده) و بابک زنجانی، یا اموالش توسط بیت رهبری تصرف شده مانند محسن رمضانی و اکثرا اینگونه افراد را بعلت رشوه و ارتباط با بیگانه و سوء استفاده بازداشت کرده و سیستمشان را از هم پاشیده اند، شاید بنظر بیاید اینجا دارد از افراد فوق دفاع میشود، موضوع اینست که افراد فوق تا خیلی بزرگ نشدند، حساسیتی برای حکومت نداشتند و کسی هم پرونده اعمالشان را بررسی نکرد. بنابراین اقتصاد خصوصی که بنیان اقتصاد یک کشور را میسازد در ایران شکل نگرفت و اقتصاد دولتی هم با توجه به تعویض مداوم مدیران در دولتها با خطهای مختلف عمدتا ضررده بوده و بیشتر سربار کشور است تا پیش برنده آن. دولتهای گرفتار کشور که بیشتر نیرویشان صرف درگیریهای جناحی و حل مشکلاتی که کشورهای بزرگ مخالف کشور سر راهشان قرار میدهند، میشود و از طرفی تلاششان در جهت توجیه مردم برای اعتقاد مذهبی بیشتر است، بار بزرگ صنعت و اقتصاد دولتی بر پشتشان همیشه سنگینی کرده و نتوانستند سامانی به آن بدهند و چندین بار هم تلاشهایی صورت گرفت که صنایع و شرکتهای دولتی به بخش خصوصی واگذار شود ولی با کوته نگری دست اندرکاران و ترس از ضرر و نگرانی بیشتر از سود کلان صاحبان جدید، به نتیجه نرسید و اینگونه صنایع عظیم نفت و خودرو و صنایع سنگین و شرکتهای بزرگ خدماتی ،بارهزینه های جاری و کارکنان بیش از حد را یدک میکشند بدون سودآوری و توسعه. شرکتهایی که نه تنها سودآوری برای دولت ندارند بلکه در تمام این 40 سال ردیفهای بودجه دولتی به آنها اختصاص داده شده و میبینیم شرکتهای بزرگ خودرویی همان کاری را میکنند که در سال 1346 انجام میدادند و ما هنوز یک خودرو ملی بدون وابستگی به خارج نداریم و عمدتا وظیفه خرید و مونتاژ و فروش به ملت را انجام دادند. هنوز داریم پژو 405 دهه 1990 را بخورد مردم میدهیم و پژو 206 سال 2000 و پراید دهه 1990  کره بدون اعمال تغییراتی که سازنده اصلی در این سالها در شکل و بدنه و موتور و تکنولوژی آنها داده است و بخاطر حفظ این کارخانه ها، عوارض 100درصدی و یا بیشتر را به کالاهای مشابه خارجی بستیم ومردممان را مجبور کردیم که یا کالای ناقص نیمه وطنی استفاده کنند و یا کالای مشابه خارجی را با چند برابر قیمت استفاده کنند و اینگونه هزینه های زندگی را برای مردم نسبتا فقیر کشور سنگین تر نموده ایم.

پژو 405 که30 سال است مونتاژ و عرضه میشود

پژو 508 جایگزین 405 در فرانسه

پژو 206 در ایران

پژو 208 فرانسه

 در سال 57 که انقلاب شد، کشورهای همرتبه اقتصادی و علمی ما کره جنوبی بود و ترکیه و کشورهای پاکستان، امارات متحده عربی، عراق و افغانستان اقتصاد ضعیفتری داشتند و اینک پس از 40 سال بی توجهی و اعمال سیاستهای غلط اقتصادی ، ترکیه و کره جنوبی خیلی از ما جلوتر رفته اند و در برخی جهات ما از افغانستان و پاکستان هم داریم عقبتر می افتیم.

مقایسه درآمد سرانه ایران و کره جنوبی و بوتسوانا در 50 سال گذشته

حداقل دستمزد ماهیانه چند کشور در سال 2017

 ترکیه 472 دلار

کره جنوبی 1123 دلار

عراق 295 دلار

عربستان سعودی 800 دلار

شانگهای چین 317 دلار

پاکستان 158 دلار

ایران 110 دلار

آنگولا 140 دلار

سعید لیلاز که کارشناس اقتصادی است میگوید درآمد سرانه کشور کمتر از سال 1355است و ما نتوانستیم ثروت کافی تولید کنیم.

مقایسه ارقام صادرات سال 2017 چند کشور

 ترکیه   157 میلیارد دلار

ایران 92 میلیارد که 50 میلیارد دلار آن  نفت است

کره جنوبی 574 میلیارد دلار

امارات 314 میلیارد دلار

با توجه به عدم امنیت ثروت و ثروتمند در ایران و عدم وجود جایگاه اجتماعی صحیحی برای سرمایه داران، کارآفرینان و ثروتمندان و نبود قوانین شفاف برای دفاع از حقوق این طبقه، بسیاری از آنان پس از رسیدن به سطح قابل قبولی از ثروت ، سرمایه های خود را خارج میکنند و در کشورهای دیگر به کار و زندگی میپردازند و اینگونه بخش قابل توجهی از ثروت اندوخته کشور خارج میشود. ثروتی که باید منجر به توسعه اقتصادی بیشتر و کارآفرینی بیشتر شود.

سعدی نام  شهریور 97

www.blog.sadinam.com  وبلاگ

WWW.SADINAM.COM آدرس سایت

YOUROFICE @    تلگرام

INFO@SADINAM.COM        ایمیل


  • محمد تقی سعدی نام

گذر از بن بست کشور 1

وضع موجود

وضع موجود در بخشهای سیاسی، اقتصادی، صنعتی، اجتماعی، مذهبی، علمی دانشگاهی، سیاست خارجی، بافت شهری، فساد، شادابی مردم و مدیریت کلان بررسی خواهد شد و سپس راههای برون رفت از بن بست، بررسی میشود 

- وضعیت سیاسی

دو جناح موجود کشور در دو دوره 8 ساله ریاست جمهوری نتایج بد مشابهی را برای مملکت رقم زدند . در دوره احمدی نژاد، نماینده جناح اصول گرا ، اجماع جهانی علیه ایران صورت گرفت و همه کشورها با همکاری کشورهای غربی و سازمان ملل ایران را تحریم کردند وتحریمهای بانکی نیز شامل ایران شد بگونه ایکه انتقال پول صادرات و نفت منوط به راههای قاچاق بود،

 ارزش پول ملی کشور 26 درصد شد و هر دلار هزار تومانی به 3800 تومان تبدیل گردید و همه این تحریمها به بهانه توسعه صنایع هسته ای انجام شد و کشور این هنر را نداشت که بمب اتمی را ساخته و آزمایش کند و بخاطر ترس از استفاده آن، کشورهای مخالف مراعات حکومت ما را بنمایند و سیاست تحریم مذهبی بمب اتمی و دادن اطمینان از عدم ساخت بمب هم منجر به جلب اعتماد آمریکا و اسرائیل نشد و اینگونه هزاران میلیارد هزینه تحقیق و توسعه صنایع هسته ای کمکی به امنیت و سرفرازی این ملت نکرد و اثر معکوس داد. تقابل جناحها، ماجراهای سال 88 را آفرید که بخش قابل توجهی از مردم متقاعد شدند که در انتخابات سال 88 تقلب شده و به درگیریهای گسترده خیابانی انجامید و گروههای قابل توجهی از مردم یا دستگیر و زندانی شده و یا از حاکمیت مایوس شدند.


از آن بدتر اینکه سازمان ملل و کشورهای غربی با استناد به سرکوب تظاهرات خیابانی مردم، بر شدت فشارها افزودند و دنیا را متقاعد کردند که حکومت ستمگر ایران باید تغییر کند.


 و صد البته بدتر اینکه آقای احمدی نژاد هم با جناح خودش درگیر شد و به مخالفت با مجلس و رهبری و مجلس خبرگان و دستگاه قضایی پرداخت و رئیس جمهوری که کشور، برای انتخاب مجددش بهای سنگین درگیریهای 88 را پرداخته بود، خود بنای مخالفت با سیستم خودش را گذاشت بدون اینکه نتیجه ارزشمندی از این همه درگیری حاصل شود و نشان عدم تسلط جناحها و مدیران کلان کشور بر اوضاع است.

 پس از آقای احمدی نژاد، آقای روحانی به نمایندگی از جناح اصلاح طلب رای آورد و همه آنانکه در سال 88 احساس شکست کرده بودند، سرخوش از پیروزی شدند. رئیس جمهور جدید مذاکرات محدود کردن صنعت هسته ای را با اروپا و آمریکا پیش برد تا به توافق برجام دست یافت تا اینگونه بتواند کشور را از محاصره شکننده اقتصادی و بانکی برهاند.

 خوشحالی مردم از توافق برجام و کاهش محدودیتهای کشور همزمان با تبلیغات شکننده و کارشکنیهای جناح اصول گرا بود که توافق را خیانت به کشور و افتادن در دامان آمریکا میپنداشتند.




 دو سال بیشتر از قرارداد برجام نگذشت که آمریکا و اسرائیل با تحلیل اثر مثبت تحریمهای قبلی که توانسته بود ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، تصمیم به برهم زدن قرارداد برجام و تجدید تحریمها گرفتند تا بتوانند همانگونه که همه قدرتهای خاورمیانه را درهم شکسته و در کنترل خود داشتند، تکلیف ایران را هم یکسره کنند. اینگونه آمریکا از برجام خارج شد و جالب اینکه درگیری دو جناح باز حادثه آفرید و تظاهراتی را که اصول گراها جهت فشار به گروه حاکم  بعنوان مشکلات معیشتی در مشهد و چند شهر اطراف آن سامان داد، گسترش یافت و از کنترل خارج شد و در برخی شهرها در دی 96 به تظاهرات ضد نظام تبدیل شد و باز غرب را ترغیب به ایجاد فشارهای بیشتر جهت افزایش نارضایتی مردم و تسریع در براندازی نظام کرد.

 بدنبال اعلام گسترش تحریمها و عدم کنترل دولت، یکبار دیگر ارزش پول ملی 34 درصد شد و دلار 3800 تومانی به 11 هزار تومان تبدیل شد و اینگونه ظرف 9 سال ،ارزش پول ملی، یک یازدهم یا 9 درصد شد.

 هر دو جناح فارغ از شکستهای بزرگی که از درگیریهای آنها برای مملکت حادث شده، همچنان خصمانه برای قدرت میجنگند بدون اینکه بفهمند دارند زمین زیر پایشان را سست میکنند.

سعدی نام  شهریور 97

www.blog.sadinam.com  وبلاگ

WWW.SADINAM.COM آدرس سایت

YOUROFICE @    تلگرام

INFO@SADINAM.COM        ایمیل


  • محمد تقی سعدی نام

Add URL